تبليغاتX
سینــــما،تـــلویزیون،و هم اکنون ما...



دیشب در مراسم اختتامیه برج میلاد چه گذشت؟
پایان تلخ جشنواره بیست و هشتم برای خبرنگاران و اهالی رسانه

سینمای ما- بیست و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر چهارشنبه شب در حالی به پایان رسید که نمایندگان رسانه‌ها که ماهها است با پوشش خبری این رویداد به گرم شدن آن کمک کرده‌اند پس از هفته‌ها کار مداوم جایی در سالن برگزاری اختتامیه برای انجام وظیفه خود نداشتند.
 جشنواره بین‌المللی فیلم فجر در حالی به پایان رسید که دامنه حاشیه‌های آن تا مراسم اختتامیه رسید. بعداز ظهر روز چهارشنبه 14 بهمن‌ماه برج میلاد میزبان چهره‌های غیرسینمایی بود که برای دیدن اختتامیه خود را به برج رسانده بودند در حالی که طبق یک قاعده نوشته نشده همیشه این علاقمندان به راحتی تا پشت درهای سالن اصلی می‌روند خبرنگاران و عکاسان برای ورود به سالن از همان ابتدای ورودی برج دچار مشکل بودند.

ورود به سالن با تاخیرهمراه بود و ماموران دربهای ورودی را کنترل می‌کردند تا کسی وارد نشود. به دنبال اعتراض خبرنگاران شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی و خبرگزاریها تنها تعدادی از خبرنگاران تلویزیون و رادیو برای پوشش برنامه وارد سالن شدند و دقایقی بعد مردم و خبرنگاران در ازدحام، هرج و مرج، بی‌نظمی و با برخوردهای ماموران به سالن رفتند.

ناهماهنگی و بی‌نظمی مراسم اختتامیه اما به این بخش محدود نشد و ادامه پیدا کرد. پس از چند دقیقه سالن مملو از جمعیتی شد که به راحتی و در میان شلوغی وارد سالن همایشها شدند و جایگاه خبرنگاران را اشغال کردند. ماموران که به سرعت دربها را می‌بستند مانع ورود خبرنگاران و عکاسان شدند و آنها را به طبقه بالا راهنمایی کردند. بالکن سالن هم مملو از جمعیت بود و جایگاه مناسب برای خبرنگاران تعیین نشده بود.

خبرنگاران خبرگزاریها، عکاسان و روزنامه‌نگارانی که به مراسم آمده بودند در حرکتی جمعی با اعتراض به بی‌نظمی و برخوردهای نامناسب ماموران سالن را ترک کردند و ترجیح دادند مراسم اختتامیه را پوشش ندهند. مدتی بعد مهدی مسعودشاهی دبیر بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر به همراه مجید شاه‌حسینی مدیرعامل سابق بنیاد سینمایی فارابی به جمع خبرنگاران آمدند تا از آنها دلجویی کنند اما توجیهات دبیر هم خبرنگاران را به سالن برنگرداند.

حبیب ایل‌بیگی مدیر روابط عمومی جشنواره که روابط حسنه‌ای با خبرنگاران و نمایندگان رسانه‌ها دارد پس از مسعودشاهی به سالن آمد و از خبرنگاران به خاطر شرایط پیش‌آمده عذرخواهی کرد. مراسم برگزار می‌شد و نمایندگان رسانه‌ها که ماهها است با پوشش خبری این رویداد به گرم شدن آن کمک کرده‌اند پس ازهفته‌ها کار مداوم در سالن و خارج از اختتامیه بودند. چه کسی گمان می‌کرد دامن حاشیه‌های جشنواره امسال به خبرنگاران و نمایندگان رسانه‌ها که همکاری دلسوزانه‌ای با دبیر امسال داشتند برسد؟

ساعاتی از شب گذشته مسعودشاهی برای دلجویی از خبرنگاران پیامی چند جمله‌ای منتشر کرد اما این پیام پس از برخوردهای نادرست ماموران سالن و بی‌نظمیهای برگزارکنندگان جشن چه ارزشی می‌تواند داشته باشد جز این که دامنه انتقادها به دبیر و برگزارکنندگان را کمرنگ کند.
+ نوشته شده توسط من در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 و ساعت 9:2 PM |



بسته خبری "سینمای ما" درباره حواشی جنجالی نمایشگاه هدیه تهرانی و همکاری با نهادهای دولتی
هدیه تهرانی: امیدوارم توضیحاتم کمی از بار گناهان نکرده‌ام کاسته باشد

سینمای ما- برگزاری نمایشگاه عکس‌ها و ویدئوآرت‌های هدیه تهرانی با اعلام مشارکت نهاد دولتی میراث فرهنگی در تامین بودجه آن و وام میلیونی این بازیگر از این سازمان و همچنین حضور اسفندیار رحیم‌مشایی، چهره فرهنگی دولت، و شایعاتی مبنی بر خرید گران‌ترین کار این نمایشگاه توسط وی به موضوعی بحث‌انگیز و جنجالی تبدیل شد. این بسته خبری بازتاب‌دهنده اخباری در این زمینه، پاسخ و توضیح هدیه تهرانی درباره وام‌گرفتن از دولت، موضوع رحیم مشایی و دو نظر مثبت و منفی درباره این همکاری با نهادهای دولتی توسط رضا کیانیان و بهمن جلالی است.

کمک دولت به هدیه تهرانی ربطی به ستاره بودنش نداشت

رییس ستاد تبلیغات و نمایشگاه های سازمان میراث فرهنگی گفت که خود تهرانی مایل بوده تا از کمک های رسمی و دولتی برخوردار شود. رییس ستاد تبلیغات و نمایشگاه های سازمان میراث فرهنگی گفت که کمک دولت به خانم هدیه تهرانی ربطی به ستاره بودنش ندارد .
محمد حسین برزین با بیان اینکه آثار هدیه تهرانی فاخر بوده و جای حمایت داشت افزود : شرکتهایی از جمله ال جی و سامسونگ از خدا می خواستند اسپانسر این بازیگر سینما بشوند اما او قبول نمی کند و البته این کار خانم تهرانی جای تقدیر دارد .
رییس ستاد تبلیغات و نمایشگاه های سازمان میراث فرهنگی هم چنین تصریح می کند که خود تهرانی مایل بوده تا از کمک های رسمی و دولتی برخوردار شود . وی در عین حال گفت که از میزان مبلغی که هدیه تهرانی دریافت کرده و اینکه به صورت وام بوده یا کمک هزینه ، بی خبر است .
تهرانی دو روز پیش گفته بود که وامی که از دولت دریافت کرده 220 میلیون نبوده و فقط 80 میلیون تومان بوده است .

پاسخ هديه تهراني به منتقدان وام گرفتنش از دولت
80میلیون وام گرفتم ، نه 220 میلیون/ مگر فقط من با مراکز دولتی ارتباط دارم؟

 کاش نمی شنیدم که گفته اند آقای اسفندیار رحیم مشایی خریدار یکی از گران ترین آثار بوده است که اگر می بود من نیز باید مطلع می شدم. وام 200 میلیون تومانی هدیه تهرانی که از وزارت ارشاد برای راه اندازی نمایشگاه عکسش دریافت کرد و باعث به راه افتادن سرو صدای رسانه ای زیادی علیه این ستاره سینمای ایران شد ، تهرانی را واداشت تا در این باره توضیح دهد و بگوید : گفته می شود بخش اعظم هزینه های نمایشگاه ابانگان از سوی دولت و نهادهای وابسته به آن پرداخت شده. نقل چنین حرف هایی است که باعث می شود با خود فکر کنم یک بار برای همیشه به این پرسش ها که ذهن عده یی را در زمانه حاضر به خود مشغول کرده، پاسخ گویم. سوالی که نه باید به گوش من می رسید و نه به ذهن شما خطور می کرد. مگر در ایران زندگی نمی کنیم. مگر بخشی از زمان خود را مقابل صدا و سیمای جمهوری اسلامی صرف نمی کنیم. مگر انبوهی از همکاران سینما و تئاتر درآمدی از ساخت آثارشان با این سازمان ندارند. مگر در سینما برای ساخت هر فیلم و تامین بودجه مجبور به اخذ وام از بنیاد فارابی و سایر مراکز دولتی نیستیم. مگر ما برای چاپ و نشر و ساخت هر اثر هنری با وزارت ارشاد سر و کار نداریم. مگر شهروندان این مملکت با سازمان های آب و برق و کشتیرانی و میراث فرهنگی می توانند کاری نداشته باشند. حال خوب می دانم که بسیاری از هموطنانم این روزها از همه چیز عصبانی هستند و هرگونه تماسی با مراکز دولتی را از سوی هنرمندان و امثال من تاب نمی آورند. اینجاست که لازم می دانم دقایقی آنها را به تامل دعوت کنم. ضمن اینکه این گروه از دوستان که بسیار هم در امور رسانه یی توانا هستند با مروری بر موضع گیری های سیاسی و انتخاباتی در ماه های منتهی به انتخابات به حتم می توانند بار دیگر مواضع روشن مرا بخوانند و ببینند.
هدیه تهرانی در ادامه با تاکید بر اینکه « تنها عقیده ام را گفته ام و می گویم» ،درباره استفاده از منابع تامین مالی نمایشگاه این گونه توضیح داده است : پروژه «آبانگان» چهار سالی است که در دوری گزیدن از سینما مرا به خود مشغول داشته بود. تعداد عکس ها زیاد بود و عذر آن را در بروشور نمایشگاه گفته ام و بعد ارائه آنها سختی های خاص خودش را داشت. در مرحله چاپ و قاب کردن مشکل اصلی هزینه های بالا بر من و سایر همکارانی که مرا در این کار یاری کرده اند مشخص شد. گمان ما بر این بود که چاپ و قاب کردن عکس ها، ساخت دکورها و کلیپ ها بیش از صد میلیون تومان تمام نمی شود. روزی که کار تمام شد با صورت حسابی 170 میلیون تومانی تنها برای ساخت دکور و قاب ها روبه رو شدیم. چاره یی نداشتیم که هزینه ها را از جایی تامین کنیم. چند اسپانسر خصوصی اعلام آمادگی کردند ولی کمک مالی آنها موجب می شد برندهای تجاری آنها را نیز تبلیغ کنیم و با خود فکر کردم این کار باعث می شود مضمون آبانگان تحت الشعاع قرار گیرد و در آن صورت نیز عده یی گمان کنند از ابتدا هدف یک کار تجاری بوده است. در این بین بود که متوجه شدیم صندوق تازه تاسیسی در سازمان میراث فرهنگی شکل گرفته که برای انجام پروژه ها به هنرمندان وام می دهد. تاکید می کنم وام. چون چک های بازپرداخت آنها هم پیش از گرفتن وام به آن صندوق به مانند هر نهاد مالی دیگر تحویل داده شد. در مذاکره با صندوق حمایت از هنرمندان آنها موافقت کردند 80 میلیون تومان وام به این پروژه تعلق گیرد. البته وام، یعنی نه 80 میلیون نقدینگی خالص و بلاعوض. همان ابتدا 20 میلیون پول را بابت هزینه های بیمه و تامین اجتماعی کم کردند. سپس 20میلیون دیگر را هم بابت چاپ کاتالوگ و راه اندازی سایت کم کردند و ماند 40 میلیون تومان که هنوز هم آن را به طور کامل به ما پرداخت نکرده اند. من همه جا صادقانه گفتم 220 میلیون تومان هزینه نمایشگاه بوده؛ هزینه چاپ و ارائه عکس ها، قاب ها و کلیپ ها و دکورها و دستمزدهایی که برای حداقل 50 نفر از کسانی که در این پروژه همکاری داشتند پرداخت شد و هیچ جا نگفتم 220 میلیون وام گرفته ام یا کمک بلاعوض و نمی دانم این تعبیرها از کجا آمده است.

حضور رحیم‌مشایی و خرید گران‌ترین تابلوی نمایشگاه؟

تهرانی هم چنین با اشاره به بازدید سرزده مشایی از نمایشگاهش ، خرید یکی از گرانترین اثار وی توسط مشایی را تکذیب کرد و گفت : آیا آقای مشایی رئیس کمیسیون فرهنگی دولت از تئاتر شهر و تمرین های نمایش های خانه هنرمندان به صورت سرزده بازدید نکردند؟ وی در خاتمه افزود: امیدوارم توضیحاتم کمی از بار گناهان نکرده ام کاسته باشد و تنها می گویم در این سرزمین کویری با آب دعوا نکنیم

نمایشگاه هدیه تهرانی هیچ سنخیتی با میراث فرهنگی ندارد

 بهمن جلالی، استاد عکاسی و از افرادی است که از ورود افراد جدید به حرفه و هنر عکاسی استقبال می‌کند، اما حمایت سازمان میراث فرهنگی از نمایشگاه عکس هدیه تهرانی را اشتباه می‌داند.
پیروزه روحانیون: ‍بهمن جلالی یکی از عکاسان پیشکسوتی است که بسیاری از عکاسان جوان کشورمان شاگرد او بودند. او از جمله افرادی است که در جواب واکنش عکاسان به نمایشگاه عکس هنرپیشه‌های چهره گفته است: «عزیزان من، دنیا و معیارهای آن عوض شده است. باور کنید که همه عکاس‌اند، اگر می‌توانید ماحصل کارشان را نقد کنید. زیر سوال بردن خودشان کسی را به جایی نمی‌رساند. هرکس دوربین خرید، هرکس موبایل داشت و هرکس با این‌ها عکس گرفت، کار بسیار خوبی می‌کند. عکس خوب بگیرد، عکاس خوبی است. عکس بد بگیرد، باید عکسش را نقد کرد.»
جلالی  از حمایت مراکز دولتی از نمایشگاه عکس هدیه تهرانی انتقاد کرد و گفت سوال اصلی اینجاست که چرا سازمان میراث فرهنگی از نمایشگاه عکسی که هیچ سنخیتی با این سازمان ندارد، حمایت کرده است؟
نمایشگاه عکس خانم تهرانی با حاشیه های بسیاری روبه‌رو شده است، اما سؤال مهمی که در میان برای عکاسان به وجود آمده است درباره حمایت سازمان میراث فرهنگی به عنوان یک سازمان دولتی از ایشان است. نظر شما در این باره چیست؟
متاسفانه عده‌ای از عکاسان به برپایی نمایشگاه عکس توسط هنرپیشه‌ها واکنش بدی نشان دادند. اما به نظر من برپایی نمایشگاه توسط هنرپیشه‌های چهره اشکال ندارد. ما عکاسان باید به این باور برسیم که هر کسی حق دارد نمایشگاه عکس برپا کند. ما چرا خود آن عکاس را مورد غضب قرار می دهیم؟ چرا کسی عکس‌هایش را نقد نمی‌کنیم تا بفهمیم عکاسی هست یا نیست؟ که این عکس‌ها عکاسی معاصر امروز هست یا نیست؟ ما متاسفانه از این صحبت‌ها نمی‌کنیم و از مسأله اصلی غافل شده‌ایم.
سوال من این است که نمایشگاه خانم تهرانی چه سنخیتی با سازمان میراث فرهنگی دارد که این سازمان برای برپایی نمایشگاهشان به ایشان وام داده است؟ اصلا این عکس‌ها چه ربطی به میراث فرهنگی دارد؟ این همه عکاس، با سختی از میراث فرهنگی این مملکت عکس می‌گیرند، کی میراث فرهنگی آمده بگوید من از شما حمایت می‌کنم، نمایشگاهتان را برپا می‌کنم، کتاب برایتان چاپ می‌کنم، به شما وام می‌دهم بروید عکس بگیرید؟ بعد یکباره به خانم هدیه تهرانی مبلغ زیادی وام می‌دهد.
من با عکاس کاری ندارم، خانم هدیه تهرانی حق دارد هر هفته یک نمایشگاه برپا کند. ولی می‌خواهم ببینم آیا خانه هنرمندان این امکان را به همه می‌دهد که از همه فضاهایش برای نمایشگاه استفاده کند؟ اگر یک عکاس بخواهد در یکی از گالری‌ها نمایشگاه بگذارد، یک سال دیگر به او وقت می‌دهند. اصلا نقش معاونت ریاست جمهوری در این ماجرا چیست؟ آیا آقای مشایی در هیچ نمایشگاه دیگری هم حضور داشتند؟ نماینده سراب اینجا چه کاره است؟ من وقتی کاتالوگ نمایشگاه را می‌خوانم دیوانه می‌شوم و نمی‌فهمم ماجرا چیست؟
این که یک سازمان دولتی از افراد چهره حمایت می‌کند، چه مشکلی برای عکاسان به وجود می‌آورد؟
مشکل اینجاست که من عکاس که نمی‌توانم چهره بشوم تا مورد حمایت قرار بگیرم. چون در رشته‌ای کار می‌کنم که چهره شدن در آن وجود ندارد، ولی سینما این امکان را به هنرمند می‌دهد که چهره معروفی شود. ممکن است مردم به اندازه هدیه تهرانی من را نشناسند؛ اما من کار خودم را می‌کنم.
ایشان هم جای من را تنگ نکرده‌اند. من ظرف این 5، 6 ساله 10، 15 نمایشگاه خارج از این مملکت گذاشتم و هیچ‌کس دیناری هم به من پول نداده است. خودم خرج کردم که آیا اگر کسی آثار را بخرد، بخشی از این هزینه‌ها جبران شود. هیچ سازمان دولتی این چنین وام و تسهیلاتی در اختیار عکاسان قرار نمی‌داد و نمی‌دهد. حالا به خاطر چهره بودن خانم هدیه تهرانی وام به ایشان تعلق گرفته و این اشتباه است. می‌دانید چرا؟ چون عکس‌های خانم هدیه تهرانی هیچ سنخیتی با میراث فرهنگی ندارد.
ممکن بود خانم تهرانی به عنوان تجربه بخواهد یک فیلم مستند بسازد، معاونت سینمایی وزارت ارشاد به خاطر چهره بودن یا هر دلیل دیگری می‌تواند به ایشان وام بدهد تا فیلمش را بسازد؛ وظیفه‌اش است که این کار را بکند. ولی آیا وظیفه میراث فرهنگی هم این است که به نمایشگاهی که ربطی به این سازمان ندارد کمک کند؟
ما چرا نمی‌پردازیم به بی‌برنامگی و عدم فعالیت درست سازمان‌های فرهنگی در این مملکت؟ اگر یک سازمان سینمایی برای برگزاری نمایشگاه عکس از خانم تهرانی حمایت کند، درست است؛ چون از یک عضو صنفی خودش پشتیبانی کرده و خیلی هم کار خوبی کرده است. ولی آنها که فعالیتشان ربطی به این عکس‌ها ندارد اینجا چه کاره‌اند؟ این قابل قبول نیست که به خانم هدیه تهرانی به خاطر چهره بودنشان وام تعلق بگیرد.
عکاسان برای مانع شدن از گسترش و تکرار این ماجرا چه باید بکنند؟
من می‌خواهم از عکاسان و همکاران خودم، دو خواهش کنم. یکی اینکه جهانمان را بزرگتر کنیم، چون دنیا بزرگتر از این صحبت‌هاست که ما به خاطر نمایشگاه گذاشتن هنرپیشه‌ها بحث و جدل کنیم. بعد هم یک گله کنم از همکاران خودم. ببینید این ماجرا از اکسپوی سال گذشته شروع شد. من بارها به مسؤول برگزاری اکسپو گفتم که این فرمولی که شما پیاده می‌کنید درست نیست.
انتخاب و قیمت‌گذاری عکس، معیار می‌خواهد. نمی‌شود هر کسی هر چه آورد در اکسپو وارد کنید. بعد برای این که از چهره‌های معروف استفاده تبلیغاتی کنند، که به نظر من سوءاستفاده کردند از دوستان سینمایی، آنقدر به آنها تلفن زدند که آنها در دام این ماجرا افتادند. در غیر این‌صورت این اکسپو چه اعتباری برای امثال آقای کیانیان و کیارستمی به ارمغان می‌آورد؟ وقتی همه جای دنیا عکس‌های کیارستمی را می‌خرند، فروش آثارش در اکسپوی تهران، چه اعتبار هنری‌ای برای او به وجود می‌آورد که او اصرار داشته باشد در آن شرکت کند؟
ولی برگزارکنندگان اکسپو از این ماجرا، برای تبلیغ اکسپو استفاده کردند. از روز اول این ماجرا برای من روشن بود که اینها چه نقشه‌ای دارند و در اکسپو شرکت نکردم. عکاسان دیگر هم این را می‌دانستند ولی چرا آنها شرکت کردند که بعد شاکی شوند. آنها از روز اول نباید شرکت می‌کردند و لااقل حرمت حرفه‌شان را باید نگه می‌داشتند.
فروش این عکس‌ها آیا در چرخه عکاسی حرفه‌ای و برای کسانی که از راه عکاسی امرار معاش می‌کنند، مشکل ایجاد می‌کند یا خیر؟
ببینید به نظر من کسی که این عکس‌ها را می‌خرد عکس نمی‌خرد، امضای صاحب اثر (مثلا هدیه تهرانی) را می‌خرد. خوب او خانم تهرانی را دوست دارد، من که نمی‌توانم بگویم برای چه ایشان را دوست داری؟ به نظر من اشکالی ندارد ضمن این که اگر این عکس‌ها را گران بخرند، قیمت عکس بالا می‌رود. ولی اینجا مشکلی که پیش می‌آید این است که آیا به اندازه‌ای که از هدیه تهرانی حمایت می‌شود، از عکاسی که چهره نیست ولی عکس خوب دارد هم پشتیبانی می‌شود؟
من می‌گویم عکاسان باید کوشش کنند خارج از این حمایت‌های دولتی که هیچوقت نصیب ما نمی‌شود، خودشان بتوانند فعالیتشان را ادامه دهند و ارتباط‌های جهانی پیدا کنند و با گالری‌ها و مراکز فرهنگی ارتباط برقرار کنند و کارشان را عرضه کنند.
شاید اگر یک ارگان خصوصی از نمایشگاه افراد چهره حمایت کند، توجیه داشته باشد که به دنبال سود حاصل از معروفیت و چهره بودن صاحب اثر است. ضمن این که اگر بازدید از نمایشگاه افراد چهره، بهانه‌ای باشد برای آشنایی مردم با هنر عکاسی، حاصل خوبی برای این هنر دارد. ولی حمایت یک سازمان دولتی بحث برانگیز است.
درست است، حاصل خوبی دارد؛ ولی به شرطی که خوب عکس گرفته شده باشد. من به عنوان یک عکاس بعد از این همه سال هر تازه واردی که وارد رشته عکاسی می‌شود، خوشحال می‌شوم. چون پیش خودم می‌گویم یکی دیگر هم اضافه شد.
حالا اگر خوب عکس گرفت یا بد گرفت، نقدش می‌کنم؛ ولی می‌گویم یک فرد دیگر هم به عکاسی اضافه شد و این باعث رشد می‌شود. اگر یک هنرپیشه بیاید نمایشگاه عکس برپا کند، برای من بعد از این همه سال عکاسی جذاب است که ببینم این هنرپیشه از چه زاویه‌ای این دنیا را دیده است و چه چیزی را به عنوان سوژه عکس انتخاب کرده است. یا اگر یک نویسنده نمایشگاه عکس بگذارد، خیلی خوشحال می‌شوم بروم ببینم یک نویسنده به این دنیا چطور نگاه کرده است و عکس‌هایش چه سنخیتی با کتاب‌هایش دارد. همه اینها به آدم رشد می‌دهد و ایده می‌بخشد. اما مشروط بر این که عکس خوب گرفته شود. و این مسأله بسیار مهمی است.

نظر رضا کیانیان درباره نمایشگاه هدیه تهرانی و حمایت‌های دولت


رضا کیانیان با این دیدگاه که اگر از طرف دولت به عکاسان کمک نمی‌شود، به هدیه تهرانی هم نباید کمک شود، مخالف است و اعتقاد دارد دولت باید از همه هنرمندان حمایت کند.رضا کیانیان از هنرمندانی است که در چند رشته هنری فعالیت می کند و آثارش را به نمایش می گذارد. تا چند سال پیش بیشتر افراد او را فقط به عنوان هنرپیشه می شناختند اما بعدها به نمایشگاه آثارش در رشته های مجسمه سازی و عکاسی رفتند و حتی کتابی به قلم او خواندند.
کیانیان که بارها حاصل عکاسی هایش را به نمایش عمومی گذاشته، در گفتگو با خبرآنلاین از نمایشگاه عکس هدیه تهرانی به شدت دفاع می کند و معتقد است حمایت سازمان های دولتی از هدیه تهرانی به خاطر هنر عکاسی اوست نه به دلیل چهره بودنش.

نظر شما درباره حمایت سازمان های دولتی از نمایشگاه خانم هدیه تهرانی چیست؟ وقتی عکاسان بسیاری به خاطر مشکلات مالی نمی توانند نمایشگاه برپا کنند، آیا درست است که یک سازمان دولتی به فردی که حرفه و هنرش چیزی غیر از عکاسی است به خاطر چهره بودن او، کمک کنند؟
من نمی دانم خانم تهرانی چه بودجه و تسهیلاتی دریافت کرده است.هم چنان که نمی دانم کدام عکاس به خاطرمشکلات مالی نتوانسته نمایشگاه بگذارد. من همیشه می گویم مهم نیست چه کسی نمایشگاه گذاشته است، مهم تابلویی است که روی دیوار می رود یعنی کار هنری.
باید دید عکس های به نمایش درآمده ارزش هنری دارند یا خیر که به نظر من کارهای خانم تهرانی ارزش هنری دارند. اما با نوع استدلال شما مشکل دارم. چون تخریبی است. یعنی اگر به عکاسان امکانات نمی دهند پس به خانم تهرانی هم نباید امکانات بدهند. در صورتی که اگر بگوییم چون به ایشان امکانات دادید پس می توانید در اختیار بقیه هم بگذارید. در ضمن یادتان باشد خانم تهرانی هم عکاس است. به استناد عکس هایی که روی دیوار دارد. هدیه تهرانی دیروز و امروز عکاس نشده است، او سالهاست که عکاسی می کند و از یک سال پیش برای برپایی همین نمایشگاهش از خانه هنرمندان وقت گرفته بود، نه این که دو روز قبل از برگزاری نمایشگاهش درخواست کرده باشد.

اما تا به حال اتفاق نیفتاده بود که خانه هنرمندان تمام سالن هایش را برای نمایش آثار، در اختیار یک هنرمند بگذارد. این در حالی است که عکاسان حرفه ای برای نمایش آثارشان در خانه هنرمندان نهایتا می توانند از سالن های استاد ممیز استفاده کنند. این عجیب نیست؟
من هم برای نمایش کارهای چوبی ام فقط از گالری مرحوم ممیز استفاده کردم و به نظر من هر گالری دار حق دارد یکبار کاری را تجربه کند. خانه هنرمندان هم برای اولین بار این کار را کرده و این سابقه را از نمایشگاه هدیه تهرانی آغاز کرده است. ضمن این که باید دید آیا بقیه عکاسان هم به اندازه نمایشگاه آثار هدیه تهرانی مشتری دارند؟
وقتی در نمایشگاه هدیه تهرانی تمام سالن ها بازدیدکننده دارد، چرا نباید گالری دار تمام سالن هایش را در اختیار او بگذارد؟ این یک تجربه است. و از این به بعد هنرمندان دیگر هم اگر به همه سالن ها احتیاج داشتند می توانند به استناد این نمایشگاه همه سالن ها را بخواهند. این که خوب است.

مشکل اینجاست که این امکانات و تسهیلات از طرف ارگان ها و سازمان های دولتی در اختیار ایشان قرار گرفته است. شاید اگر یک گالری خصوصی این کار را می کرد توجیه داشت، ولی از یک ارگان دولتی مثل خانه هنرمندان انتظار می رود امکاناتش را به یک میزان در اختیار هنرمندان قرار دهد. آیا اگر دیگر عکاسان هم این امکان را بخواهند در اختیارشان قرار خواهد گرفت؟
من اینطور به قضیه نگاه نمی کنم، این امکان فقط به خاطر چهره بودن خانم هدیه تهرانی به ایشان تعلق نگرفته، به خاطر هنرش هم بوده. اگر سازمانی به عکاسان امکانات نمی دهد نباید بگوییم پس حالا که به عکاسان بودجه نمی دهند به خانم تهرانی هم نباید بدهند.
دولت باید به همه بودجه و امکانات بدهد؛ هم به خانم تهرانی و هم به دیگران. بودجه و امکانات سازمان های دولتی کم نیست. این بودجه ها و امکانات حاصل پول نفتی ست که قرار است به ما تعلق داشته باشد. دولت این امکانات را باید در اختیار همه بگذارد و برای تخصیص این تسهیلات نباید انتخاب کند. و ما هنرمندان و عکاسان باید خوشحال باشیم که این امکانات در اختیار خانم تهرانی قرار گرفته چون حالا مشخص شد که سازمان های دولتی تا چه حد می توانند به هنرمندان کمک کنند و تا به حال کمک نمی کردند و حالا معلوم شد که چه امکاناتی می توانستند در اختیارشان بگذارند و در اختیار هنر مندان قرار نمی دادند.
حالا دیگر همه عکاسان می توانند به استناد همین نمایشگاه طالب این امکانات باشند و این امکانات باید در اختیار همه هنرمندان قرار گیرد و باید به اندازه تولید هنری همه هنرمندان این سرزمین گالری و فرهنگسرا وجود داشته باشد تا بتوانند آثارشان را به نمایش بگذارند. و با مخاطب ارتباط بر قرار کنند. نه تنها در تهران بلکه در همه شهرستان ها. این یک حق ساده شهروندی است. هم برای هنرمند و هم برای مخاطب هنر.
+ نوشته شده توسط من در شنبه پنجم دی 1388 و ساعت 7:54 PM |

 

از سوپرمن تا حیدری ؛ مجری معروف گمشده!!

از سوپرمن تا حیدری ؛ مجری معروف گمشده!!
ایرانی‌ها تخیل عجیب و غریبی دارند و برای اخبار ساده یک خطی قصه‌های پیچیده‌ای می‌سازند که حتی به ذهن خیال پردازانی مثل استیفن کینگ هم نمی‌رسد.
 

خبر مربوط به گم شدن، یا پنهان شدن مرتضی حیدری را خوانده‌اید؟ به اصل خبر کاری ندارم. به خبر و شرحی هم که دیروز توی روزنامه درج شده بود کاری ندارم. مهم اظهار نظر های عجیب مردم است .قضیه عین همان فیل در تاریکی است. یک اتفاقی افتاده، و شاید هم نیفتاده، و حالا هرکسی از ظن خودش یار قصه می‌شود و آب و تابی می‌دهد و با تأکید بر اینکه «من دوست صمیمی فلانی هستم» حرفش را می‌زند. علاوه بر فیل در تاریکی یاد سوپرمن زمان بچگی هم افتادم.
اشخاص کارتونی سر به آسمان بلند می‌کردند و ناباورانه بعد از رد شدن سوپرمن، هر کدام چیزی می‌گفتند. یکی می‌گفت: «این یک پرنده است»، دیگری می‌گفت: «این یک هواپیماست» و. . . بالاخره آخرین شخص که الزاماً با فراست‌ترینشان نبود، آب پاکی روی دست بقیه می‌ریخت و می‌گفت: «نه؛ این سوپرمن است.»
از سوپرمن تا مرتضی حیدری فاصله زیادی وجود دارد، اما بین رهگذرانی که آنها را می‌بینند هیچ تفاوتی نیست؛ خاصه در روزگاری که بازار شایعه داغ باشد و حرف اول و آخر را همین شایعات بزند. اینکه حیدری چه شده و کجا رفته و چه تصمیمی گرفته، به نظرم خیلی مهم نیست و صرفاً امیدوارم که اتفاق بدی نیفتاده باشد و مشکلی برایش پیش نیامده باشد. مطمئنم که در همین یکی، دو روز آتی اصل خبر منتشر می‌شود و همه از این همه توهم که بافته‌اند بیرون می‌آیند. این توهمات البته خواندنش مفرح است و بد نیست که آدم نگاهی به آنها بیندازد. برای شناخت مخاطبین روزنامه و سایت، یکی از بهترین راه‌ها همین خواندن کامنت‌هاست که گاهی پیچش مویی را در خرمن گیسو ملتفت می‌شوند که بلانسبت عقل جن هم به آن قد نمی‌دهد. در مورد همین مرتضی حیدری، بعضی‌ها کامنت گذاشته‌اند که «بیچاره توی کهریزک است.» یک عده دیگر گفته‌اند که «به شبکه (. . .) رفته و عن‌قریب از آنجا برنامه پخش می‌کند.»
بعضی‌ها گفته‌اند که «رفته به آمریکا برای ادامه تحصیل» و بعضی دیگر گفته‌اند که «رفته به یک سفر یک ماهه برای خوشگذرانی». . . چیزهای دیگر هم گفته‌اند و باز هم می‌گویند، و این بدان معناست که چیزی را از این مردم نمی‌شود پنهان کرد، که اگر پنهان کنید، تازه تخیل آنها را فعال کرده‌اید.
ایرانی‌ها تخیل عجیب و غریبی دارند و برای اخبار ساده یک خطی قصه‌های پیچیده‌ای می‌سازند که حتی به ذهن خیال پردازانی مثل استیفن کینگ هم نمی‌رسد. این تخیل ذاتی و موروثی است و از قدیم با ما بوده و تا ابد هم خواهد بود. بعضی وقت‌ها این تخیل با ملاحت و شیرین زبانی آمیخته می‌شود و از دلش کلی لطیفه بامزه بیرون می‌آید، وگاهی با حجمی از سرخوردگی همراه می‌شود و منجر به قصه‌های تلخ و دلهره‌‌آور می‌شود. متأسفانه، مدتی است که تخیل عمومی، از بانمکی و مضمون کوک‌کردن و لطیفه‌گویی منتزع شده، و با سرخوردگی و یأس و دلسردی همراه شده است. این را بدان جهت نمی‌گویم که صرفاً بهانه‌ای برای انتقاد از وضع موجود به دست آورده باشم، بلکه مطرح می‌کنم تا هر چه زودتر، فکر چاره‌ای برایش بشود.
اینجا فقط قصه فیل در تاریکی نیست؛ چیزی که مهم است این است که ذائقه عمومی دارد تغییر می‌کند. این تغییر الزاماً بد نیست، اما اگر به افسردگی و سرخوردگی بینجامد، جای نگرانی دارد. ما مردم بانمکی هستیم. بلدیم که چطور، در سخت‌ترین شرایط، برای مسئولین و بالادستی‌ها و ستاره‌های سینما و تلویزیون، مضمون کوک کنیم و با آن تفریح کنیم. بلدیم که چگونه ناملایمات و تلخی‌ها و ناکامی‌های خود را با لطیفه و بذله‌گویی و خیال‌پردازی جبران کنیم. این را همه حتی مستشرقین سفرنامه‌نویس هم در مورد ما اقرار کرده‌اند. این گوهر گرانبهایی است که نباید به سادگی از دستش داد. باید دوباره ذوق منحصربه‌فرد ایرانی را فعال کرد.
+ نوشته شده توسط من در شنبه پنجم دی 1388 و ساعت 7:16 PM |
 

لیلا اوتادی هم مانند گلشیفته می‌شود؟!!

لیلا اوتادی هم مانند گلشیفته می‌شود؟!!

لیلا اوتادی بازیگر سینما و تلویزیون ایران که بیشتر به خاطر بازی در فیلم بید مجنون مجید مجیدی دربین علاقه‌مندان سینما شناخته شده است به تازگی ...

لیلا اوتادی به تازگی پیشنهادی برای بازی در یک فیلم انگلیسی دریافت کرده است.
لیلا اوتادی بازیگر سینما و تلویزیون ایران که بیشتر به خاطر بازی در فیلم بید مجنون مجید مجیدی دربین علاقه‌مندان سینما شناخته شده است به تازگی پیشنهادی برای بازی در یک فیلم انگلیسی دریافت کرده و قرار است در آن با جودلاو همبازی باشد.

علی‌رغم آنکه دست اندر کاران این فیلم انگلیسی با حضور او موافقت کرده اند اما خانم اوتادی عنوان کرده تا مجوز قانونی و کتبی از سوی مسئولان کشور برای حضور دراین فیلم داده نشود دراین فیلم حضور نخواهد یافت.

لیلا اوتادی قرار است دراین فیلم در نقش زن اصلی فیلم بازی کند. در عین حال عنوان شده است که او در حال ادامه رایزنی‌های خود با مسئولان برای کسب اجازه حضور دراین فیلم است.
 گفتنی است چندی پیش نیز خبری درباره حضور امین حیایی در یک فیلم هالیوودی منتشر شد که پس از آن هیچگاه خبر جدی و رسمی‌تری از حضور این بازیگر سینمای ایران دراین فیلم هالیوودی منتشر نشد.
+ نوشته شده توسط من در شنبه پنجم دی 1388 و ساعت 7:9 PM |
 

انتشار متن 300پرونده درباره مرگ و زندگی مایکل جکسون

انتشار متن 300پرونده درباره مرگ و زندگی مایکل جکسون

پلیس جنایی ایالات متحده آمریکا ، متن صدها پرونده مربوط به مرگ و زندگی «مایکل جکسون» را منتشر کرد...

به گزارش خبر آن لاین،  در بین 300 پرونده ای که «اف.بی.آی» از مرگ و زندگی خواننده جنجالی آمریکا منتشر کرده ، علاوه بر ماجرای پر سر و صدای اتهام کودک آزاری ، یک نامه تهدید آمیز نیز به چشم می خورد.
نویسنده این نامه «مایکل جکسون» را در سال 1992 تهدید به مرگ کرده بود.او با ردیابی پستش بازداشت و به دو سال زندان محکوم شد.
پرونده دیگر ، مربوط به پزشکی قانونی «لس آنجلس» است که از شواهدی مبنی بر احتمال کشته شدن «جکسون» حکایت دارد.مسمومیت با «پروپوفول» که یک داروی بیهوشی است و مصرف مجموعه ای از داروهای «میدازولام» ، «دیازپام» ، «لیدوکائین» ، «لورازپام» و «افدرین» که در خون او دیده شده بود علت اصلی جان باختنش عنوان شده است.
پلیس از «کانراد مورای» که پزشک خصوصی «مایکل جکسون» بود بازجویی کرد اما از وی به عنوان متهم ، نام نبرد.
پلیس «لس آنجلس» تصریح کرده : نتیجه سم شناسی به دادستانی فرستاده می شود تا کیفرخواست جنایی صادر شود.پیش تر خبرهایی به نقل از دکتر «مورای» منتشر شده بود که از تجویز «پروپوفول» برای درمان بی خوابی «مایکل جکسون» خبر می داد.
این پزشک مدعی است از بیم آن که «مایکل» به «پروپوفل» معتاد شود مقدار کم تری از دارو را به بیمارش تزریق می کرد.
«جکسون» که گفته می شد برای سفید کردن بدنش به تیغ جراحان تن داده بود سرانجام به سرطان پوست مبتلا شد.این خواننده میانسال که به بخش پوست بیمارستان «کدارس سینا» در «لس آنجلس» آمریکا رفته بود با شنیدن خبر ابتلا به سرطان شوکه شد.وی اما ادعا کرد این بیماری را شکست می دهد و دوباره به جمع طرفدارانش بر می گردد.
بیماری خطرناک «جکسون» در رسانه های آمریکا بازتاب گسترده ای داشت.وضعیت پوست صورت «جکسون» به اندازه ای بغرنج شده بود که دلش نمی خواست حتی برای چند لحظه مقابل آیینه بایستد.این خواننده جنجالی سرانجام امسال در 50 سالگی جان سپرد.
«جرامین» برادر «مایکل» می گوید : به نظر می رسد او بر اثر نارسایی قلبی تسلیم مرگ شد.«مایکل جکسون» در سالیان اخیر به خاطر جنجال های اخلاقی و مشکلات مالی بدجوری به دردسر افتاده بود.
او بیماری های مختلفی داشت و بعضی از دوستانش می گویند به طور معمول مقدار زیادی مسکن مصرف می کرد.نوار مکالمه یکی از اطرافیان او با اورژانس منتشر شده است که نشان می دهد «مایکل» بیهوش و تنفسش قطع شده بود.
«برایان آکسمن» وکیل «مایکل» اعلام کرد : زخم هایی که در جوانی به این خواننده وارد شده بود او را آزار می داد.
بعدها پدر «مایکل» مدعی شد پسرش قربانی جنایت شده است.«لا تویا جکسون» خواهر «مایکل» نیز ادعا کرد برادرش از سوی بعضی از افراد منفعت طلب کشته شده است : «عده ای تبهکار ، برادرم را به دارو معتاد کردند.»
تکان دهنده ترین ادعا که در رابطه با مرگ خواننده جنجالساز مطرح شد ، فرضیه خودکشی او با مصرف زیاد دارو یا دوزاژ بالا بود.اظهارات پزشک پیشین «مایکل جکسون» مبنی بر این که این خواننده به خودش دارو تزریق می کرد ادعای مورد نظر را قوت می بخشد.
+ نوشته شده توسط من در شنبه پنجم دی 1388 و ساعت 6:39 PM |
هدیه تهرانی با کمک عباس کیارستمی، آیدین آغداشلو و کمال تبریزی 800 عكس با تركيب ويدئو به نمايش می‌گذارد
هديه از دل دريا، ريخته در چشماني حيران و آويخته در قاب...

سینمای ما- نمايشگاه عكس و ويدئو آرت هديه تهراني با عنوان «آبان‌گان» طي 10 روز در خانه هنرمندان ايران برگزار مي‌شود. هديه تهراني كه تاكنون تجربه‌هاي مختلفي در سينما،تئاتر و طراحي داخلي و صحنه داشته است اين بار توانايي خود را در عكاسي و ويدو آرت تجربه مي‌كند و در اين نمايشگاه بيش از 800 عكس را با تركيب ويدئو به نمايش مي‌گذارد.
او در برشور اين نمايشگاه مي‌نويسد:«اين مجموعه ادعايي نيست در عكاسي، تنها قطره شوري است، هديه از دل دريا، ريخته در چشماني حيران و آويخته در قاب‌هايي است كه تصويرگرش همان است كه از نطفه تا ابد حضورش بناي رشد، جريانش تغيير مداوم و آثارش شاهكار هنر زمين است.»
او در ادامه آورده است: « مرتبه‌اش اول آمد... شايد «الف» نيز كلاهي از دريا بر سرآورد تا سرآغاز سخن ناميديمش «آب» كه پاك مي‌شويد سرنوشت و سرشت را، چه در زيستن هم در مرگ. هزار سخن است در وصفش، اما جراتي نيافتم در بيان نقش اين گوهر باروري ناميراي هستي. آنچه تمام است خود گفته كامل ... تا بدين روز كسي بر اين زلالي بي رنگ و گوارايي بي‌طعم نقشي نزد ... اين به تمامي بوي پاكي.
گردش پيچيده‌اش در روان ما نمي‌گنجد و به هر جايي و مكاني خوش نقشي زده است به خط خلاق خلقت

«چنين ؛ آب»

آبان‌گان تلاشي نيست در تفسير رمز بي‌مرز آب

بستن اين آب روان در هر قابي، سودي است در بحر خويشتن كه آن نيز نهري است كوچك، براي پاك كردن خون‌هاي ريخته بر اين خاك و آبي كردن آتش دل مادران اين سرزمين.

دعوتم را به ديدار آبان‌گان بپذيريد...

عذرم را نيز، كه در توانم نبود محدود كردن تعداد اين تصاوير در قاب نمايشگاه عكسي كه به رسم محدوديت ذهن ما، مي‌بايست اندك تا به ارزش درآيد.

اما آنچه نامحدود است تنها در محيط اين نمايشگاه محدوديت اختيار كرد.

اگر چشمي در اضداد رنگ و فرم خسته شد، مشكل در وضع و قرار نگاه ماست. من هم خسته‌ام و خسته شده‌ام از اين حواس و اين محدوده...

به هر حال هرچه بر سر من آمد، اندكي را به شما تحميل كردم.

به قول لائوتسه:«همه چيز مدام در حال رشد و تغيير است...»

کارهای مربوط به آماده‌سازی عکس‌ها برای این نمایشگاه از چند ماه قبل آغاز شد و در این مدت عباس کیارستمی، آیدین آغداشلو و کمال تبریزی به همراه تعدادی دیگر از هنرمندان و سینماگران تهرانی را در طراحی و قاب‌بندی عکس‌های چاپ شده، همراهی کردند.
تهرانی برای 800 عکسی که در این نمایشگاه عرضه می شود، موضوع آب را انتخاب کرده و برای تهیه برخی عکس‌ها غواصی هم کرده است. تهرانی این روزها در فیلم سینمایی «هفت دقیقه تا پاییز» به کارگردانی علیرضا امینی نقش‌آفرینی می‌کند. او امسال در جشنواره فجر با فیلم «فرزند صبح» به کارگردانی بهروز افخمی حضور خواهد داشت. اين نمايشگاه از هفدهم تا بيست و ششم آذر ماه سال جاري در كليه فضاي خانه هنرمندان ايران برگزار خواهد شد.
+ نوشته شده توسط من در جمعه سیزدهم آذر 1388 و ساعت 9:38 PM |



یک منتقد می‌گوید که شايد بي‌نظمي در پخش اين سريال براي مخاطب دردسرساز شده باشد
حسن شيخ‌حائري: «شمس العماره» يكي از ده سريال برتر دهه اخير است

سینمای ما- يك منتقد با اشاره به اين كه «شمس العماره» يكي از 10 سريال برتر دهه اخير است، گفت: اين سريال تلويزيوني، درحقيقت كارگرداني عالي يك متن خوب است كه مي‌تواند الگويي براي تلفيق ملودرام و طنز تلويزيوني باشد.حسن شيخ‌حائري عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران در مورد سريال «شمس العماره» ساحته سامان مقدم،گفت: «شمس العماره» در حقيقت كارگرداني عالي يك متن خوب است كه مي‌تواند الگويي براي تلفيق ملودرام و طنز تلويزيوني باشد.
وي در ادامه افزود: «سامان مقدم»، توانسته است با رعايت روان بودن و اجرا سريال خلاقانه‌اي توليد كند كه بعد از سريال نه چندان موفق «پريدخت» يك نقطه قوت در كارنامه اوست.
وي كه‌ سابقه عضويت در هيئت داوران جشنواره فيلم 100 را در كارنامه خود دارد، تصريح كرد: اكنون به راحتي مي‌توان گفت: «سامان مقدم»، مديوم تلويزيون را به خوبي مي‌شناسد و مي‌توان اميدوار بود پروژه هاي بعدي او در تلويزيون از جمله پروژه «راه شيري» با اقبال مخاطبان رو به رو شود.
وي گفت: «شمس العماره» حدود 65 قسمت خواهد بود كه تاكنون 50 قسمت آن فيلمبرداري شده است و مي‌توان اميدوار بود زواياي پنهان لوكيشن «شمس العماره» با جزئيات بيشتر در قسمت‌هاي بعدي ديده شود.
عضو انجمن گفت‌‌وگو و تبادل فرهنگي اظهار اميدواري كرد كه در قسمت‌هاي باقي مانده سريال، بحث‌هاي جدي مانند بحث ازدواج و يا اصلاح الگوي مصرف با دقت بيشتري نگارش شود به ويژه آنكه حضور مشاوران اجتماعي و روانشناسي از شاخصه‌هاي اين سريال تلويزيوني است.
نويسنده كتاب «او...»، ادامه داد: شايد بي‌نظمي در پخش اين سريال براي مخاطب دردسرساز شده باشد، اما به نظر مي‌رسد، هم‌اكنون مخاطبان فراواني با سريال ارتباط برقرار كرده‌اند و آن را دنبال مي‌كنند.
شيخ حائري، در پايان گفت: «شمس العماره»، بدون ترديد يكي از 10 سريال برتر تلويزيون در 10 سال اخير است.
+ نوشته شده توسط من در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و ساعت 8:19 PM |


رکورد‌شکنی فیلم حماسی آمنابار با بازی همایون ارشادی
درام تاریخی «آگورا» رکورد بهترین فروش افتتاحیه سینمای اسپانیا را از آن خو

د کرد

سینمای ما - درام تاریخی «آگورا» به کارگردانی الخاندرو آمنابار با بازی همایون ارشادی در اولین هفته نمایش در اسپانیا در 470 سینما 3/7 میلیون دلار فروخت.
فیلم انگلیسی‌زبان «آگورا» را استودیو فاکس قرن بیستم در اسپانیا اکران کرده و می‌گوید این فیلم حماسی بهترین افتتاحیه یک فیلم اسپانیایی در این کشور در دو سال اخیر را داشته است. «آگورا» اولین بار ماه مه پیش در جشنواره فیلم کن نمایش داده شد.
داستان این پروژه 70 میلیون دلاری در مصر باستان روی می‌دهد و نقش‌های اصلی فیلم را ریچل وایس و مکس مینگلا بازی می‌کنند. داستان درباره هیپاتیا، منجم و فیلسوف و ارتباط او با برده‌اش داووس است که باید بین عشق خود به بانویش و آزادی یک کدام را انتخاب کند. ارشادی در «آگورا» نقش شخصیتی به نام اسپاسیوس را بازی می‌کند. ارشادی سال 2007 نیز در فیلم «بادبادک‌باز» به کارگردانی مارک فورستر نقش‌آفرینی‌کرد. او بازیگر فیلم‌هایی چون «طعم گیلاس»، «درخت گلابی»، «مزاحم» و «رویای خیس» است.
«آگورا» دومین فیلم آمنابار، فیلمساز اسپانیایی‌زاده شیلی پس از فیلم موفق «دیگران» با بازی نیکل کیدمن است که سال 2001 برنده هشت جایزه «گویا» معادل اسپانیایی اسکار شد. آمنابار 37 ساله سال 1997 با فیلم «چشمانت را باز کن» با بازی پنه لوپه کروز به شهرت رسیدو سال 2004 برای فیلم «دریای درون» با بازی خاویر باردم جایزه بزرگ هیأت داوران جشنواره فیلم ونیز را دریافت کرد. «آگورا» در هفته اول اکران در رده پنجم بازار بین‌المللی قرار گرفت.
+ نوشته شده توسط من در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و ساعت 8:2 PM |
بخش اول فیلم مستند پشت‌صحنه «بی پولی» برای دانلود

سینمای ما - در سومین برنامه باشگاه فیلم سایت سینمای ما که اختصاص به فیلم «بی پولی» داشت، مستند 30 دقیقه‌ای از پشت صحنه این فیلم برای اولین بار پخش شد که قسمت اول (حدود 10 دقیقه) از این مستند را می‌توانید اینجا ببینید و دانلود کنید...

> دانلود کنید
+ نوشته شده توسط من در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و ساعت 7:52 PM |



درباره فیلم‌های «زمهرير»، «هيچ» ، «آدم‌كش»، «ازدواج در وقت اضافه» و...
چه فيلم‌هاي اين روزها در مرحله فيلمبرداري‌اند؟


 

سینمای ما- «زمهرير»، «هيچ»، «ازدواج در وقت اضافه» و «آدم‌كش» از جمله فيلم‌هاي هستند كه اين روزها مقابل دوربين هستند و فيلمبرداري «راه آبي ابريشم» نيز هنوز به پايان نرسيده است.
 «زمهرير» دومين ساخته بلند علي روئين‌تن كه از 29 مرداد مقابل دوربين رفته است، فيلمبرداريش همچنان در شهرك سينمايي دفاع مقدس ادامه دارد.
وحيد جليلوند،افسانه بايگان، محمود پاك نيت، ابوالفضل پورعرب، رضا رويگري، نيوشا ضيغمي، دانيال عبادي ،اكبر عبدي، سارا خوئيني‌ها محمد متوسلاني و جمشيد مشايخي از بازيگران اصلي اين فيلم كه مضموني مرتبط با دفاع مقدس دارد هستند.
«هيچ» عبدالرضا كاهاني هم در حوالي منطقه کن همچنان مقابل دوربين است و مهدي هاشمي، مرضيه برومند، باران کوثري، پانته‌آبهرام، مهران احمدي، احمد مهران‌فر، نگار جواهريان و صابر ابر بازيگران اصلي اين فيلم هستند.
«ازدواج در وقت اضافه» به كارگرداني سعيد سهيلي با پيوستن مهران رجبي به جمع بازيگرانش، فيلمبرداريش در تهران ادامه دارد كه تا پايان مهر به پايان خواهد رسيد.
جمشيد هاشم پور، ماهايا پطروسيان، مجيد صالحي، علي صادقي، بهنوش بختياري، بهاره افشاري و محمود بهرامي ديگر بازيگران اين فيلم طنز هستند.
«آدم‌كش» رضا كريمي هم به روزهاي انتهايي فيلمبرداري رسيده و بهرام رادان، مهتاب كرامتي، حامد بهداد، قطب الدين صادقي، ليلا اوتادي و افسانه بايگان بازيگران مقابل دوربين اين كار كه مضموني اجتماعي دارد هستند.
«راه آبي ابريشم» به كارگرداني محمد بزرگ نيا كه فيلمبرداري صحنه‌هاي چين و تايلندش باقي مانده است همچنان وضعيت نامشخصي دارد. اين درحاليست كه صحنه‌هاي گرفته شده تدوين شده و صحنه‌هاي باقي مانده هنوز فيلمبرداري نشده است.
«چراغ قرمز» ساخته علي غفاري و«ترانه كوچك من» مسعود كرامتي ديگر فيلم هايي هستند كه طي روزهاي گذشته فيلمبرداريشان به پايان رسيده است.
+ نوشته شده توسط من در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و ساعت 7:18 PM |
مراسم درگذشت پدر حسام نواب صفوی در مسجد نور برگزار شد
دوازده عکس سعید عبداللهی از حضور هنرمندان سینما و تلویزیون در مجلس ترحیم پدر حسام نواب صفوی


سینمای ما- مراسم در گذشت پدر بزرگوار حسام نواب نواب صفوی (سید احمد نواب صفوی) در مسجد نور میدان فاطمی برگزار شد. در این مراسم هنرمندانی چون : داریوش بابایان ، محسن افشانی ، شهاب حسینی ، بهزاد محمدی ، پرستو صالحی ، اصغر همت ، محمد شیری ، محمدرضا شریفی نیا ، مجید شهریاری ، شیلا خداداد ، نیوشا ضیغمی ، نگین صدیق گویا ، دانیال عبادی ، مجید صالحی ، الهام حمیدی ، بهنوش طباطبایی ، مهتاب کرامتی ، بهنوش بختیاری ، لیندا کیانی ، مهدی پاکدل ، سیاوش خیرابی ، سارا خوئینی ها ، لیلا اوتادی ، علی معلم ، مهدی صبایی ، مختار صائقی ، رامسین کبریتی و ... حضور داشتنتد. سایت «سینمای ما» این ضایعه بزرگ را به حسام نواب صفوی و بازماندگان آن مرحوم صمیمانه تسلیت می گوید.
عکس هایی از این مراسم و حضور بازیگران سینما و تلویزیون را اینجا ببینید:

بــــــــــــــــــــــــــله

قربون زیباییت     بالایی رو میگم ها....یه موقع با مهتاب جان اشتباه نشه

 

 

+ نوشته شده توسط من در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 12:52 PM |



سرانجام پس از چند هفته بحث و بررسی در هیات انتخاب و مباحث رسانه ها
«درباره الی» به عنوان نماینده سینمای ایران به آکادمی اسکار معرفی شد

سینمای ما- هيئت معرفي فيلم ايراني به اسکار با توجه به شايستگي‌هاي فيلم آخر فرهادي به لحاظ ساختار، مضمون و تکنيک و همچنين موفقيت‌هاي آن در سطوح ملي و بين‌المللي و امکان پخش مناسب در آمريکاي شمالي «درباره الي» را به اتفاق آرا براي رقابت در بخش اسکار بهترين فيلم غير انگليسي‌زبان انتخاب کردند.
کمال تبريزي، ايرج تقي‌پور، محمد داودي، مرتضي رزاق کريمي، سيدجمال ساداتيان، کيانوش عياري، علي معلم و امير اسفندياري اعضاي هيئت معرفي فيلم ايراني به اسکار بوده‌اند.«درباره الي» علاوه بر جايزه خرس نقره‌اي بهترين کارگرداني جشنواره برلين و جايزه فيلم برگزيده جشنواره ترايبکا ، در چند جشنواره و رويداد بين‌المللي ديگر نيز درخشيده است.
سينماي ايران تا به حال يکبار با «بچه‌هاي آسمان» مجيد مجيدي در اسکار حضور داشته است. مهلت ارسال فيلم براي حضور در بخش اسکار بهترين فيلم غير انگليسي‌زبان اول اکتبر به پايان مي‌رسد و هشتاد و دومين دوره اسکار هفتم مارس 2010 در لس آنجلس برگزار مي‌شود. اسامي پنج نامزد نهايي اسکار اين بخش هفتم فوريه اعلام خواهد شد
+ نوشته شده توسط من در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 12:21 PM |



مهتاب کرامتی درباره تجربه نقش کوتاه در فیلم «تردید» می گوید
مهتاب کرامتی: «همیشه دوست داشتم با کارگردان "پرده آخر" کار کنم»

سینمای ما- مهتاب کرامتی ضمن ابراز رضایت از بازی در فیلم سینمایی "تردید" همکاری با واروژ کریم مسیحی کارگردان فیلم تحسین شده "پرده آخر" را یکی از آرزوهای حرفه‌ای خود دانست.
کرامتی درباره نقش خود در فیلم سینمایی "تردید"  گفت: قرار بود از ابتدا در فاز قبلی این پروژه که تهیه‌کننده آن محمدمهدی دادگو بود، همکاری کنم. پس از مدتی به دلیل بیماری کارگردان ساخت این فیلم به تعویق افتاد و زمان شروع دوباره کار، تعدادی از عوامل تغییر کردند.
وی افزود: از همان ابتدا که از دفتر کریم مسیحی با من تماس گرفتند برای همکاری در این پروژه، بسیار خوشحال شدم. همیشه دوست داشتم با کارگردان "پرده آخر" کار کنم و فکر می‌کنم همکاری با او برای هر بازیگری آرزو باشد. وقتی فیلمنامه را به من پیشنهاد دادند، متوجه شدم که اقتباسی از نمایشنامه "هملت" است، من پیش از این تجربه بازی در تئاتر آن را داشتم و فکر کردم این متن با یک نگاه امروزی می‌تواند فیلم تاثیرگذاری باشد.
کرامتی ادامه داد: با اینکه نقش خانم افراسیابی در این کار کوتاه بود، اما حس کردم که با این نقش متفاوت می‌توانم تجربه تازه‌ای در سینما در کنار یک کارگردان حرفه‌ای داشته باشم. کوتاهی نقش خطر برخورد منفی را از بین می‌برد و محکی خوبی بود تا خودم را امتحان کنم.
وی در ادامه عنوان کرد: نقش اگر بلندتر بود قطعا شکل دیگری می‌گرفت. من از تیزهوشی کارگردان "تردید" مطمئن بودم و می‌دانستم که او نقش افراسیابی را در این حد می‌دیده است. ما تست گریم متفاوتی برای این نقش زدیم و خوشبختانه کریم مسیحی از ساختن ظاهر عجیب و غریب برای این نقش کاملا دوری می‌کرد.
کرامتی افزود: با گریمور فیلم و کریم مسیحی به این نتیجه رسیدیم که چهره این شخصیت طبیعی و بازی نیز کاملا منطبق بر این موضوع و از آرامش خاصی برخوردار باشد. این نوع بازی و گریم باعث شد که مخاطب در بخشی از فیلم در روبرو شدن با شخصیت دوگانه این کاراکتر تعجب کند. به همین دلیل از حرکات اغواگرانه دور شدیم. این موضوع به ایفای نقش کمک کرد. اگر قرار بود گریم یا بازی این شخصیت به نوعی از آنچه در فیلم به نمایش درآمد، پررنگ‌تر باشد، مخاطب آن را پس می‌زد.
وی درباره همکاری خود با کریم مسیحی افزود: وی نظرات را به خوبی می‌پذیرفتند. ولی شخصیت‌ها را در ذهن خودشان از قبل پرداخته بودند. در طول کار من ایده‌هایی داشتم که پیشنهاد کردم و با هم درباره آنها به نتیجه رسیدیم. برای ایفای نقش بیشتر به نظر کارگردان گوش می‌کردم.
این بازیگر سینما که هم اکنون در فیلم "آدمکش" رضا کریمی بازی می‌کند، درباره نقش خود در این فیلم گفت: در این فیلم نقش زنی را بازی می‌کنم که دچار مشکلات روحی، روانی است و برای درمان نزد دکتر روانپزشک می‌رود. این شخصیت در "آدمکش" به شکلی است که تاثیر زیادی در فیلم دارد و حتی زمانی که تصویری از وی دیده نمی‌شود، همه درباره او صحبت می‌کنند. به نوعی تفکر این شخصیت و صحبت درباره او روند داستان را پیش می‌برد.
وی با اشاره به تجربه کار خود در فیلم "حس پنهان" مصطفی رزاق کریمی گفت: من در این فیلم نقش یک دکتر روانپزشک را بازی می‌کردم و برای رسیدن به این نقش به مطب دکتری مراجعه کردم و طی جلساتی با بیماران صحبت می‌کردم. اما در "آدمکش" جای من با بیمار عوض شده است. البته برای رسیدن به این نقش هم از مشورت دکتر روانشناس استفاده کردم تا با روحیات این افراد بیشتر آشنا شوم.
در خلاصه داستان "تردید" آمده است: پدر سیاوش در یک حادثه مرده و عموی او ثروت خانواده را در دست گرفته است. سیاوش به دخترعمه خود مهتاب علاقه دارد. او که هنوز از خبر درگذشت پدرش حیران است خبری عجیب‌تر می‌شنود. اینکه مادرش قصد دارد با عمویش ازدواج کند. سیاوش متوجه می‌شود مرگ پدر طبیعی نبوده و او را به قتل رسانده‌اند و ...
بهرام رادان، حامد کمیلی، علیرضا شجاع‌نوری، ترانه علیدوستی، کاوه کاویان، رزا آرایش، توفان مهردادیان و مهرداد فلاحتگر ازدیگر بازیگران این فیلم هستند.
+ نوشته شده توسط من در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 11:59 AM |



در ادامه‌ي حضورهاي جهاني،
«درباره الي» به جشنواره‌ي فيلم «لندن» راه يافت

سینمای ما - فيلم‌ «درباره الي» به كارگرداني اصغر فرهادي به جشنواره بين‌المللي فيلم لندن راه يافت. برگزاركنندگان پنجاه‌وسومين جشنواره بين‌المللي فيلم لندن روز گذشته فهرست فيلم‌هاي حاضر در اين رويداد سينمايي را اعلام كردند.

بر اساس اعلام برگزاركنندگان، فيلم «درباره الي» ساخته «اصغر فرهادي» به‌همراه فيلم «كسي از گربه‌هاي ايراني خبر ندارد» ساخته «بهمن قبادي» به دعوت جشنواره لندن، در بخش فيلم‌هاي «منصف» نمايش خواهند يافت.

«درباره الي»، برنده خرس نقره‌اي جشنواره برلين در سه نوبت بيستم، بيست‌ويكم و بيست‌ودوم اكتبر (28، 29 و 30 مهر ماه) نمايش خواهد يافت و «كسي از گربه‌هاي ايراني خبر ندارد» نيز روزهاي 24، 25 و 26 اكتبر(2، 3 و 4 آبان ماه )اكتبر به‌روي پرده خواهد رفت.

در اين بخش 37 فيلم نمايش خواهند يافت كه آثار معروفي چون «ناظر ووداستاك» ساخته «آنگ لي»،‌ «شير اندوه»، برنده خرس طلاي برلين، «محدوديت‌هاي كنترل»، ساخته «جيم جارموش» و «داستان‌هايي از عصر طلايي» در اين بخش حضور دارند.

براساس اعلام قبلي، فيلم «آقاي فاكس شگفت‌انگيز» ساخته «وس اندرسون» روز چهاردهم اكتبر در مراسم افتتاحيه نمايش خواهد يافت و فيلم «پسر هيچ كجا» ساخته «سام تيلور وود» درباره زندگي «جان لنون» روز 29 اكتبر در مراسم اختتاميه به‌روي پرده خواهد رفت.

امسال در بخش «سينماي جهان»، 50 فيلم از كشورهاي جهان دعوت شده‌اند كه از سرشناس‌ترين آنها مي‌توان به «غول» از اروگوئه، برنده خرس نقره‌اي جشنواره برلين و «كيناتاي» از فيليپين، برنده بهترين كارگرداني جشنواره كن اشاره كرد.

در بخش «سينماي اروپا»، 40 فيلم به جشنواره لندن دعوت شده‌اند كه «دندان سگ» از يونان»، برنده جايزه اصلي جشنواره كن در بخش نوعي نگاه و «حمله شيرين» ساخته «آندره وايدا» معروف‌ترين آنها هستند.

جشنواره فيلم لندن امسال نگاه ويژه‌اي به سينماي فرانسه خواهد داشت و بخش «انقلاب‌هاي فرانسه» را با نمايش 12 فيلم برگزار خواهد كرد.

به گزارش اسكرين‌ديلي، در بخش نمايش هاي ويژه نيز «آقاي فاكس شگفت‌انگيز»، ستاره درخشان ساخته‌ي «جين كمپيون»،‌ «مردان به بزها خيره مي‌شوند» با نقش آفريني «جورج كلوني»، «پيامبر» ساخته «ژاك آئوديارد»، «داستان اسباب‌بازي‌ها2» و «ربان سفيد»، برنده نخل طلاي كن به نمايش درخواهند آمد.

پنجاه‌وسومين جشنواره بين‌المللي فيلم لندن طي روزهاي چهاردهم تا بيست‌ونهم اكتبر برگزار خواهد شد.
+ نوشته شده توسط من در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 و ساعت 1:28 AM |
فیلمبرداری «هیچ» با بازیگران متعددش ادامه دارد؛
مهدي هاشمي پس از 7 سال جلوي دوربين کاهاني رفت

سینمای ما - بازي مهدي هاشمي پس از هفت سال دوري از سينما به تازگي در فيلم «هيچ» عبدالرضا کاهاني آغاز شده است.،فيلمبرداري اين پروژه سينمايي از روز 13 شهريور ماه در حوالي منطقه کن آغاز شده و تاکنون پانته‌آبهرام، مهران احمدي، احمد مهران‌فر، نگار جواهريان و نيره فراهاني جلوي دوربين رفته‌اند و طي چند روز آينده بازي ساير بازيگران نيز شروع مي‌شود.

از ديگر بازيگران «هيچ» که فضايي اجتماعي دارد مي‌توان به مرضيه برومند، باران کوثري، صابر ابر، پوريا ايماني، عليرضا سليمي، احسان بيستون، عليرضا استادي، علي‌اصغر کردبچه، فرخنده فرماني‌زاده، مجيد صفري، امير سفيري، محمد جواهري، رضا نادري و... اشاره کرد.

عوامل توليد چهارمين فيلم «کاهاني» عبارتند از:طراح صحنه‌و لباس: عبدالرضا کاهاني، نويسندگان فيلمنامه: کاهاني و حسين مهکام، مدير فيلمبرداري: مسعود سلامي، صدابردار: جهانگير ميرشکاري، طراح گريم: نويد فرحمرزي، مدير توليد: طهورا ابوالقاسمي، برنامه‌ريز: مهران احمدي، دستياران کارگردان: دانش اقباشاوي و مجيد دربهشتي، عکاس: سينا خاکساري، سرمايه‌گذار: سليمان عليمحمد و تهيه‌کننده: عليمحمد و کاهاني.

عبدالرضا کاهاني ساخت فيلم‌هايي چون «آدم»، «آنجا» و «بيست» را در کارنامه کاري خود دارد.
+ نوشته شده توسط من در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 و ساعت 0:42 AM |